عطا ملك جوينى

448

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

و چنان كه ملاحظه مىشود تاريخ بيهق سال وفات سلّامى را صريحا واضحا در سنهء ثلثمائة نگاشته با آنكه همان مؤلّف در همان موضع گفته كه ابو بكر خوارزمى شاگرد او بوده است ، و ما بين اين دو كلام تناقضى بس واضح است چه تولّد ابو بكر خوارزمى بتصريح معاصر و دوست او ثعالبى در يتيمة الدّهر 4 : 127 در سنهء 323 بوده و بديهى است كه استاد او يعنى سلّامى صاحب‌ترجمه ممكن نيست كه در سنهء 300 يعنى 23 سال قبل از تولّد شاگرد خود وفات نموده باشد ، پس جاى هيچ‌شك و شبهه نيست كه كلمهء ثلثمائة در عبارت تاريخ بيهق غلط فاحش است به اين معنى كه قطعا مراتب آحاد و عشرات اين تاريخ سقط شده و گويا مؤلّف جاى آحاد و عشرات را چنان كه نظاير آن مكرّر مشاهده شده سفيد گذارده بوده كه بعدها تحقيق كرده علاوه نمايد و سپس موفّق بتحقيق آن نشده يا شده و فراموش كرده علاوه نمايد و بعد از آن نسّاخ متأخّر ملتفت اين بياض نشده فاصله را در كتابت حذف كرده‌اند « 1 » ، و على اىّ تقدير جاى هيچ تأمّل و ترديد نيست كه وفات سلّامى قطعا زودتر از حدود سنهء 340 ممكن نيست روى داده باشد چه اگر باقلّ تقديرات سنّ شاگرد او ابو بكر خوارزمى مذكور را در حين وفات استاد خود بيست ساله يا حتّى پانزده ساله نيز فرض كنيم نتيجهء قطعى اين مىشود كه سلّامى بطور قدر متيقّن تا حدود 340 هجرى در حيات بوده است ، و علاوه‌براين استدلال مبنى بر حساب بعضى قرائن و امارات خارجى ديگر نيز بدست است كه وفات سلّامى باظهر وجوه زودتر از سنهء 344 وقوع نيافته بوده ولى چون اصل مطلب يعنى غلط بودن سنهء ثلثمائة

--> ( 1 ) و عجب آنست كه در هردو نسخهء از تاريخ بيهق كه راقم سطور بدان دسترسى داشته يعنى نسخهء لندن Or . 3587 ورق a 89 ، و نسخهء برلين Sprenger 207 ورق a 87 ، عينا اين سقط موجود است و در هردو نسخه عبارت تاريخ وفات سلّامى بعينها به همان نحو است كه در متن مذكور شد يعنى « توفّى فى سنة ثلثمائة » ،